مهمترین چیزی که نوجوانان علاقمند به عکاسی باید به آن توجه کنند چیست؟
چیزی که من سر کلاسهایم به شاگردانم نیز میگویم و از اول عمر تا آخر به آن نیاز داریم، بحث «شناخت» است. یعنی شناخت خود، شناخت سوژه، شناخت مخاطب و شناخت لوازم؛ من وقتی میبینم که دانشجوی ترم یک آمده فقط به دلیل این که پول دارد رفته است مثلا یک دوربین فلان مارک با قیمت بالا خریده است تعجب میکنم. اصل این است که چطور و با چه شناختی میخواهی عکس بگیری.
این راهم بگویم که بحث شناخت در رشته عکاسی یک بحث بسیار پیچیدهای است. به خصوص من باید مخاطبم را بشناسم.
برای مثال اگر من بروم در یک کشوری مثل سوئیس عکسهای دوران جنگم را بگذارم اصلا کسی تحویل نمیگیرد چون این موضوع عکس اصلا برای آنها جذاب نیست.
دوربین با کیفیت چه تاثیری در کیفیت عکس ها دارد؟
ابزار و تکنولوژی مهم است ولی اصل نیست. یعنی شما دور بین( اس ال آر ) نداشته باشید؛ اما دید خوبی داشته باشید باز هم می‌توانید با همین دوربین موبایلتان عکس‌هایی بگیرید که بتواند اثر گذار باشد. حرفی و حتی پیامی در آن باشد که بتوانید با مخاطبتان به خوبی ارتباط برقرار کنید. من محمود عبدالحسینی با دوربین «لوویتل» (از دوربین های قدیمی) از مسابقه کاراته در ورزشگاه شهید شیرودی یا افراسیابی عکاسی کردم که همه چیز این دوربین دستی تنظیم می‌شود.الآن به هر کسی که بگید وحشت می‌کند. من عکاسی پرتره هم با آن انجام دادم. عکاسی عروسی دوستم را هم انجام دادم و همه هم باکیفیت. چرا؟ چون شناخت داشتم نسبت به این دوربین.
خیلی‌ها تجهیزات پیشرفته دارند ولی شما کارهایشان را ببینید، از صبح تا شب کلیک می‌کند از شب تا صبح شیفت دیلیت می‌کند. که کلا هیچی نمی‌ماند!
اساسا چه چیزی یک عکاس را از دیگران متفاوت میکند؟
یک صحنه را همه نگاه میکنند و من هم به عنوان یک عکاس نگاه میکنم، ولی در این نگاه من یک چیز جدیدی هست که وقتی نشان میدهم همه میگویند چه جالب ماهم آنجا بودیم ولی چجوری شد که این را ندیدیم؟!
علتش این است که بین نگاه کردن و دیدن خیلی فاصله است و به همین خاطر دنیای دیجیتال که آمد روی کار، خیلیها نمیبینند و نگاه نمیکنند و فقط عکسبرداری میکنند و این یعنی ثبت یک صحنه که هیچ چیز جدیدی در آن وجود ندارد.
ببینید من معتقدم «عکاسی را مطالعه نمیکنند»؛ یعنی اگر کسی فکر کند که ۴سال یا ۶سال میرود دانشگاه و بعد از آن عکاس میشود شدیدا دچار اشتباه است. عکاسی را انجام میدهند، نه به این معنی که اصلا شما هیچ گونه مطالعهای در این زمینه نداشته باشید نه! مثل این میماند که بگوییم در فقیه شدن به مطالعه اصول و علوم دینی نیازی نیست.اما در این زمینهها؛ آدم باید علاوه بر مطالعه،یک مرشد و پیر یا استادی داشته باشد؛ بنا بر این صرفاً ورود به دانشگاه شما را عکاس نخواهد کرد. چرا؟! شما بروید در این دانشگاهها ببینید هرساله چقدر دانشجو در رشته عکاسی فارغ التحصیل میشوند و انتظار هم نمیرود که تمامشان عکاس واقعی بشوند.